ساسان در سوئد

 

صفحه اصلي

آرشيو

-- * --

 
Links

وبلاگ سوئدی ساسان
ورزش2000
پارس پلانت
سردبیر خودم
سایت فلق


وبلاگ دوستان

نوشی و جوجه هاش

امیرکبیر متال

روزهای مسکو

سرزمين ما: ايران

آقای کامپیوتر

سوسک نامه

فریاد بی صدا

پسر بدجنس

مامان ، بابا و دخترشون


وبلاگهای بچه های سوئد

منا1

تکیلا

منتقد

آبنوس

زنانه ها

وبلاگ سوئد

دختر تنها

تولدی دیگر

اشک مهتاب

بهروزیان

کافه استکهلم

آوانگارد:مریم هوله

دو گوش شنوا

یادداشتهای یک دختر

آسمان روزها و شبهای من

استکهلم و استکهلمیان

همسرانه ها

فمنیسم در ایران

سوگند آسمانی

از دیده شوخ

میرزا


رادیو پژواک

 

 

  This template is made by hasanagha.blogspot.com. 

Blogger

Visitors:

 

    Friday, July 02, 2004



جمعه 2 ژولای

1- تو هفته ای که گذشت امریکا قدرت رو در عراق به دولت محلی واگذار کرد. فکر کنم وقتشه که تو خونه ما هم زنم قدرت رو به من واگذار کنه، دوازده ساله که بدون اجازه به خونه من حمله کرده و تجاوز پشت تجاوز به حقوق من

2- تو تلویزیون سوئد یک مفسر فوتبال خانوم در کنار گزارشگر فوتبال وظیفه تفسیر جام ملتهای فوتبال رو بر عهده دارند. خوشبخت کسی که شوهر این زنه. فکرشو بکن ، زنت مفسر فوتبال باشه، صفا، هر شب فوتبال و آبجو براه

3- فکر کنم تاریخچه غذای سوشی این باشه:
زن به مرد: هر کاری که که کردم نتونستم آتیش روشن کنم، ماهی که گرفتی رو خام خام میدیم مهمونها و میگیم یک غذای سنتی مال شرق آسیاست.

4- اگه تیم قزوین در جام ملتها شرکت میکرد بخاطر اون بچه هایی که اول بازی دست در دست بازیکنها میان تو زمین هم که شده، قهرمان میشد!!

کلمه سوئدی هفته
Lokalhyra
اجاره محل تجاری


نوشته sasan درساعت 4:46 PM

Comment


    Friday, June 18, 2004



دارم بشدت فوتبال نگاه میکنم و وقت ندارم بنویسم. راستی شنیدید که هنریک لارسون فوتبالیست تیم ملی سوئد که خداحافظی کرده بود ، وقتی که صد و چندهزار امضا جمع شد پشیمون شد و برگشت تیم ملی و همون اولین بازی هم دوتا زد به بلغار؟ یک چیزی تو مایه های علی دائی خودمون که میلیونها امضا جمع شده که جون مادرت بازی نکن !

نوشته sasan درساعت 6:03 PM

Comment


    Thursday, June 10, 2004



1- سه شنبه این هفته با پسره ده سالم رفتیم کنسرت آشر usher
عجب کنسرت محشری بود، خیلی کارش درسته این آشر، پسرم خیلی ازش تعریف میکرد و من نمیشناختمش . مرسی پسرم .

2- تورو خدا کسی هست به این بچه های کون گشاد تیم ملی فوتبال پیغام ما خارج از کشوری ها رو برسونه؟ بهشون بگید خاک بر سرتون ، اردن هم شد تیم؟ نمیدونید، آدم دور از ایران باشه ، کونش دوبرابر میسوزه، اگه هم ببرن دوبرابر خوشحال میشه. همه چیز اینجا دوبرابر احساس میشه، مخصوصا کون سوزی هاش. من که هموز نفهمیدم چرا خداداد و هاشمیان نیستن؟ کسی هست بزبان ساده توضیح بده ما هم بفهمیم؟

3- من معمولا نوشته های توی نظر سنجیم رو جواب یا تفسیر نمیکنم، اما این یکی کمی بو میده. یکی به اسم آشنا! نوشته:
سلام/ من برای اولین بار وارد وبلاگ شما شدم شاید باید راستش رو بگم که نه برای خواندن مطالب شما بلکه منظورم اشنایی با افرادی بود که در خارج زندگی می کنند و الان هم از شما درخواستم اینه که اگر براتون مقدور هست مرا به یک دوست با حوصله و اهل فرهنگ و مطالعه و خوش فکر معرفی کنید تا با ایشان تبادل افکار و ایمیل داشته باشم از لطفتان یشا یش ممنونم/ سربلند و تندرست باشید
پدر بیامرز، اولا منظورت اینه که من و نوشته هام قابل نیستیم نه؟ دوما اگه من دوستی با حوصله و اهل فرهنگ و مطالعه و خوش فکر داشتم که وضعم بهتر از اینا بود، تازه میاومدم به تو معرفی میکردم؟ خودم دودستی میچسبیدم و ولش نمیکردم. اما برات بگم که چنین کسی در بین ایرانیهای خارج از کشور نیست یا من ندیدم، هر چی دیدم، یک از یک کس مشنگ تر بودن

4- این هفته تعطیلات ندارم، شنبه و یکشنبه هم کار میکنم. زن و بچه داری و هزار بدبختی، امیدوارم اگه شما تعطیلات دارین بهتون خوش بگذره



نوشته sasan درساعت 10:47 PM

Comment


    Thursday, June 03, 2004



1- رابطه جمهوری اسلامی با سازمان انرژی اتمی مثل رابطه من با زنمه! ایران همش میگه رابطه بسیار نزدیک و مفیدی با سازمان انرژل اتمی داره و تمام مدارک و شواهد رو دال بر بیگناهی خودش صادقانه ارائه کرده، منم همینا رو در رابطه با زنم میگم. سازمان انژی اتمی اما میگه مدارک ایران کافی نیست، باید بازرسی بیشتر بشه و نمیشه به دولتی که قبلا دروغ کفته اعتماد کرد، زنم هم همینارو در باره من میگه!!

2- آخر هیکله این حداد عادل. طبق بررسیهای دقیقی که کردم، جون عمه ام، بد هیکل ترین و نحیفترین رئیس پارلمان دنیا مال ایرانه. حتما میگین سیاست بدن نمیخواد ، من میگم چرا میخواد، از آرنولد بپرسین. ضرب المثل جدید برای نوشتن در باشگاههای بدنسازی:
خوش هیکل باشی فرماندار کالیفرنیا میشی، بد هیکل باشی رئیس مجلس ایران میشی، انتخاب با شماست

3- اگه راست دست هستید، با دست چپ خود ارضایی کنید ،و اگه چپ دست هستید برعکس. انگار یکی دیگه داره براتون میکنه! مثل شوت زدن با پای چپ برای راست پاها، خودتون میونید چی میگم. مکزیکی ها میشینن رو دستشون تا خواب بره بعد خود ارضایی میکنن ، میگن خیلی حال میده! اینم دوتا راهنمایی توپ برای ملت خود ارضا و بهشتی ایران

4- تو سوئد هر چند وقت یکبار گروههای تبه کار با هم درگیر میشن و چند نفر از همدیگه رو میکشن. به زبون اینجا به اینجور گروهها میگن زیرزمینی! حالا نمیدونم چرا بهشون میگن زیر زمینی چون مثل نره خر رو زمین راه میرن و وقتی هم میخوان حال همدیگه رو بگیرن میان وسط میدون شهر ، کجاشون زیرزمینیه ما که نفهمیدیم


نوشته sasan درساعت 10:34 PM

Comment


    Thursday, May 27, 2004



1-احتمال ارجاع لایحه برنامه چهارم توسعه به مجمع تشخیص مصلحت نظام
این تتیر یک خبر از روزنامه شرق روز دوشنبه بود. نگاه کنید، از یازده کلمه تیتر، نه کلمه کاملا عربی وجود داره که معادل فارسی هم دارن. یعنی چی؟ چقدر از کلمات عربی باید استفاده کرد؟ روزنامه شرق که البته من دوسش دارم و میخونمش بهتره اسمش رو بذاره الشرق الاوسط

2- به گزارش بعضی روزنامه ها ، حجت السلام فاکر مثل اینکه رئیس مجلس میشه. اینم شد اسم؟ فاکر! البته با کونی که از مردم ایران گذاشتن اسم با معنی هم هست. دلم میخواد بدونم اسم مادرش چیه؟ مادر فاکر شاید

3- تو مدرسه ای در مالمو سوئد یک پسر 16 ساله نقشه قتل همشاگردیها و معلماشو کشیده بود. قرار بود در سالگرد قتل دسته جمعی چند معلم و شاگرد در کلمبیای امریکا ، با اسلحه و بمب دست ساز به مدرسه حمله کنه و دامب و دومب راه بندازه. همه برنامشو از تو کامپیوترش پیدا کردن. بچه آماتور. کار منم رو خراب کرد، این نقشه من بود که برم سر کار قبلیم و دامب و بومب. حالا دیگه لو رفت ، اه

4- کسی هست بدونه تو این پرسپولیس خراب شده چه خبره؟ دعوا سر چیه؟ یه وقتی پرسپولیسی بودیم ما هم ها


نوشته sasan درساعت 11:55 PM

Comment


    Thursday, May 20, 2004



1- هفته پیش ننوشتم ببینم کسی دلش تنگ میشه برام. دیدم همونطور که فکرشو میکردم نه، بجز چند تا بیکار که هر هفته میان اینجا تا ببینن چه خبره کسی احوالی از من نپرسید. بذارین معروف بشم حسابتون رو میرسم

2- فیلم مارمولک هم گرفتار شد.بررسی های مخفی من نشون میده که فیلم بعدی رسول ملاقلی پور اسمش خرخاکی است. خرخاکی داستان یک بسیجی زالو است که اول مهر اکران میشه هفتم مهر توقیف

3- تو خیابون فولک کونگ گاتان در منطقه جنوبی استکهلم قدم میزم که دیدم یک دختری لخت داره خالکوبی میکنه . فکر میکنید کجا؟ پشت ویترین یک مغازه خالکوبی یک دختر جوان خوشگل لخت نشته بود، فقط شورت پاش بود، و داشت رو بدنش خالکوبی میکرد. اینم بگم این خیابون محل پر رفت و آمدیه و مردم زیادی رد میشدن و نگاهی هم مینداختن. خیلی ناراحت و عصبانی شدم، دلم بدرد اومد و با خودم گفتم جامعه داره به کجا میره؟ چرا پشت هر ویترین مغازه ای یک چنین دختری نیست؟ آخه اینم شد جامعه؟

4- تو شهری نردیک کابل مورچه ها دو تا کودک رو خوردن !!این خبری کوتاه بود در روزنامه شرق روز پنج شنبه، بدون توضیحی و بدون شرح بیشتری! چه جور مورچه ای بوده؟ بچه ها چی؟ فلج بودن که مورچه خوردنشون؟ دلم میخواست بیشتر بدونم در باره این ماجرا اما مثل اینکه سردبیر شرق فکر نمیکنه این ماجرا عجیب و جالبه ، انگار مثلا خیلی عادیه. دو صفحه در باره کس شعرهای کروبی در مجلس نوشتن ، دو خط در باره مورچه های آدم خوار کابل ننوشتن

کلمه سوئدی هفته
مورچه Myra



نوشته sasan درساعت 6:17 PM

Comment


    Wednesday, May 19, 2004



بدون شرح



نوشته sasan درساعت 4:44 PM

Comment


    Friday, May 07, 2004



جمعه 7 مه

1- چندین میل داشتم که انتقاد کرده بودن چرا کلمات نامناسب بکار میبرم تو وبلاگم. اولا من همینجوری حرف میزنم و وبلاگم هم جدا از حرف زدنم نیست. نویسنده ادبی که نیستم، حرفهای روزمره که دیگه انتقاد نداره. دوما تا وقتی که کلمات و عبارات بهتری پیدا نکنم همینها رو مینوسم. مثلا به کون چی بگم؟ باسن؟ یکی از مشکلات زبان ما و حتی زبان سوئدی اینه که برای عضو شریف خانمها کلمه دیگه ای
جز همون نداریم. یادمه که بچه بودیم ، به دخترا میگفتن نازتو بپوشون! اینم مشکلیه، برای پسرا چندتاکلمه داریم که برای بچه ها هم میشه استفاده کرد اما برای دخترا نه. راستی چرا؟

2- نامه خاتمی به جوانان و مردم ایران رو خوندم. نظرم رو میخواید بدونید؟ یک : انشایی داره این پرزیدنت ما. کاشکی وبلاگ مینوشت کمی ازش یاد میگرفتیم. دو:در صحت و درستی حرفاش میشه شک کرد مخصوصا اونجا که بر روی دمکراسی دینی پافشاری میکنه اما در صداقتش شکی نیست.کاشکی تمام مخالفان هم چنین صداقتی داشتن. اونایی که انتقاد زیادی میکنن معمولا نخوندن نامه رو و یا نفهمیدن شرایط رو . سه: خاتمی اولین رئیس جمهوریه که وقتی هنوز سر کاره دردودل هاشو میکنه و صادقانه مینویسه. بنی صدر بعد از فرارش دست به قلم شد، وقتی که کمتر کسی در داخل صداشو میشنید. چهارما : نامه خیلی طولانی بود. آقای خاتمی، از وبلاگ نویسا یاد بگیر کوتاه بنویس

3- هلن خواننده هم لپ تاپ منو امضا کرد. جربان از این قراره که من کلکی یاد گرفتم برا به خونه کشوندن دخترای خوشگل! من که اهل نوار خریدن نیستم مخصوصا نوارهای ایرانی. برای همین آهنگایی رو که دوست دارم به شکل ام پی تری تو کامپیوترم دارم و وقتی میخوام امضا بگیرم از خواننده ای میارمشون خونه تا لپ تاپ منو امضا کنن. خوب کلکی یادتون دادم نه؟! حالا میخواین باور کنین یا نه، اما تا حالا شهره، نوش آفرین، مهستی، هلن، و کارولین کامپیوترمو امضا کردن. آخری یعنی کارولین همسایه ماست، خواننده نیست اما آی خوشگله!!

4- عکسای کون برهنه سربازان عراقی رو دیدید؟ اولین چیزی که به نظرم رسید در باره این عکسها این بود که چرا اصلا عکسبرداری کردن؟ آدم از کارهای خرکی خودش مدرک درست کنه عجیبه. دومین چیزی که نظرم رو جلب کرد قاطی بودن کونهای سفید و کمی تا قسمتی سیاه بود. فکر کنم سربازهای امریکایی خودشون هم قاطی عراقیها شده بودن و گرنه کونهای مردهای عرب و عراقی پشمالوتر از این حرفاست. فرفری مثل گوسفند! سومین موضوع اینکه گفته میشه عکسها در قزوین دست بدست میچرخه و بازار سیاه پیدا کرده!

کلمه سوئدی هفته
Skolrektor مدیر مدرسه

نوشته sasan درساعت 9:29 AM

Comment


    Thursday, April 29, 2004



جمعه 30 آوریل

1- نمیدونم مگه تو پیشونی من نوشته شده حمال ؟ هر کی بهم میرسه یک عالمه کار و زحمت سرم میریزه بعد هم منت هم میذاره. سر کار تو شرکت ، هر چی کار تخمی پرزحمته میافته گردن من و آخر سر هم به بهونه اینکه وظایف جدید و متفاوت تجربه میاره ، منت سرم میذارن! تو خونه هم زنم یاد گرفته مثل خر ازم کار میکشه. ظرفشوئی، جاروکشی، شیشه شوری و از این جور کارا بعد هم میگه میخوام بفهمی کار خونه آسون نیست! بعد از حمالی تو خونه باید تشکر هم بکنم که چیز جدیدی یاد گرفتم:آره کار خونه آسون نیست

2- هیچ دقت کردید بعضیها میرن همبرگر فروشی، مثلا مک دونالد، دبل چیز برگر با سیب زمینی سرخ کرده اضافه سفارش میدن اون وقت کوکاکولای لایت انتخاب میکنند !! حالا انگار اینهمه آشغال چپوندن تو شکمشون فرقی هم میکنه ، کوکا معمولی یا لایت کوفت کنن. مطمئن هستم شما هم همینکارو کردید ، خودم هم کردم. این کوکای لایت مثل شله زرد نذری میمونه. رشوه است. هر خونه ای صاحبش پدرسوخته تر باشه، شله زورد نذریش هم چرب و شیرینتره!!

3- یکی میگفت از خدا خواستم برام نشونه ای بفرسته تا بهم ثابت بشه که او خالق هستی و پروردگاره. و خدا هم خواسته منو بی جواب نذاشت و برام نشونه هایی فرستاد برای همین ایمان آوردم. مرتیکه کون گشاد. انگار خدا بیکاره برای همین یک نفر نشونه بفرسته تا باور کنه. میخوام صد سال سیاه باور نکنی. چرا نمیخوایم قبول کنیم که در این جهان هستی و کهکشان بی پایان ، ما موجودات بی اهمیت و اینقد کوچیکی هستیم که در یک برهه کوچک زمانی در دنیا هستیم و خدا، اگه هم باشه ، اینقدر کار داره که وقت نمیکنه برای امثال این مرتیکه مشنگ نشونه بفرسته

4- من جزو کودنهای فرهنگی هستم. یعنی نمیفهمم کدوم شعر معرکه است و جایزه نوبل داره و کدوم کس شعره! مطمئن هستم خیلی از شما هم همینطورید اما برا اینکه کلاس بذارید و خیطی در نکنید ، به شعرهایی که نمیفهمید ،به به میگید. یکی از دوستا برام شعری از شاملو رو خوند. من که نمیدونستم مال شاملوه گفتم عجب شعر تخمی بود! گفت بابا به خاطر همین شعر نزدیک بود جایزه نوبل بگیره. منم گفتم حتما مترجمش شاعر خوبی بوده وگرنه به فارسی که هیچ معنی نمیده. یک مثال:
اهل کاشانم، روزگارم بد نیست
اهل بغدادم ، دهنم سرویس است
اولی شعر معروف سهراب سپهریه، دومی طنز باحال هادی خرسندی. به نظر من که کودن فرهنگی هستم اولی حرف عادی و بدون اثریه که مثل حرف زدن معمولی میمونه اما دومی پر معنی ، بروز، اثرگذار و خودمونییه . شما چی میگید؟ آیا فقط من هستم که کودن هستم؟

کلمه سوئدی هفته:
Silvergruva معدن نقره

نوشته sasan درساعت 10:32 PM

Comment


    Thursday, April 22, 2004



جمعه 23 آوریل

1- بجای چهار سوال جمعه از این به بعد چهار مطلب مربوط به هفته رو مینویسم. به قول لیدی منتقد باید از خود درگیری بیام بیرون. اینم موضوع اول این هفته

2- ریش پرفسوری گذاشتم. پسرم از اینکه من هر روز شش تیغه میکنم خسته شد و دستور داد ریش بذارم. منم برای شوخی ریش پرفسوری گذاشتم و بعد از اینکه همه گفتن بهت میاد، بهتر شدی، صورتتو گرد کرده و از این شعرا منم ریش رو نگه داشتم. خلاصه اگه سوال چیزی دارید بپرسید تا بدستور پسرم ریش پرفسوریم رو هم نزدم

3 - با یکی از همکارا رفتیم آبجو بخوریم. از شانسمون رفتیم تو یک بار که سیگار کشیدن توش ممنوع بود. نشستیم سر یک میز و بعد از دو تا آبجو سیگاری روشن کردیم که احساس کردم یکی خیلی نزدیک بهم وایساده . سرم بلند کردم خورد به شکم گارسونی که که اومده بود تذکر بده. از اون زنای بلد بود! گفت اگه سیگار رو خاموش نکنیم باید از اونجا بریم. منم همونطور که نشسته بودم و سرم دم شکمش بود و انگار با اونجاش حرف میزم ، پرسیدم میشه بگی چرا؟ گفت برای سلامتی پرسنل و میهمانها. منم فوری گفتم تو ایدزتو کردی تو دهن من اون وقت از سلامتی حرف مبزنی؟
نپرسین زیاد اونجا موندیم یا نه

4- یک شرکت تولیدی نون تو تبلیغ تلویزیونیش میگه ، هر چی بخورین همون میشین! منم همیشه میرم تو فکر که بعضیا چی میخورن که اینقد گوه تشریف دارن!

کلمه سوئدی هفته
Bagare نانوا

نوشته sasan درساعت 9:11 PM

Comment


    Thursday, April 15, 2004



جمعه 15 آوریل

کجا بودی هفته قبل؟
خودم رو لوس کرده بودم به قول نوشی!

از چه کاری بیشتر از همه چی خوشت میاد؟
تلفن زدن به ایران! حالی میده که نپرس

چرا؟
اونایی که تو ایران هستن فکر میکنن ما گوهی هستیم و تحویل میگیرن، از آدم نظر میخوان ، به حرفامون اهمیت میدن و خلاصه آخر تحویل. وقتی گوشی میذاری و بر میگردی به دنیای واقعی خودت، میبینی هیچ چی نیستی، کسی به حرفات گوش نمیده و حداقل ازت نظر نمیپرسن. اما همون چند دقیقه تحویل در تلفن اثر مثبتش میمونه رو آدم تا مدتی

خیلی خوب حالا، ننه من غریبم در نیار، دیشب چکار کردی؟
با اینکه از تلویزیون زیاد خوشم نمیاد و کم نگاه میکنم، قبلا نگفته بودم؟ ، اما پنج شنبه شبا دو تا سریال باحال پشت سر هم پخش میشه که دوست ندارم از دست بدم. سریالهای بیست و چهار و او سی
سریال بیست و چهار
The O.C.
او سی از کانال پنج ساعت هشت و بیست چهار از کانال چهار ساعت نه! اینم برای بچه های مقیم سوئد که اگه خواستن نگاه کنن

کلمه سوئدی هفته
Spännande هیجان آور

نوشته sasan درساعت 8:19 PM

Comment


    Saturday, April 10, 2004



پس چی شد چهار سوال این هفته؟
به علت گرفتاری و زن و بچه داری نرسیدم جمعه بنویسم. شنبه هم شگون نداره، پس میذاریم هفته بعد جمعه

بگو نمیخوام بنویسم دیگه چرا بهونه های تخمی میگیری؟
بهونه نیست ، راست میگم. در ضمن لطفا ادب را رعایت کنید ، بچه ها اینجا بازی میکنند


نوشته sasan درساعت 9:27 AM

Comment


    Thursday, April 01, 2004



جمعه 2 آوریل

سیزده بدر جائی رفتی؟
نه، پنج شنبه بود و سر کار بودم. تازه اگه هم تعطیل بود کجا میرفتم؟ اوشون فشم استکهلم؟ یکی از دوستام دیروز برام گفت که تو اتوبان سبزه هفت سینش رو پرت کرده ، شانس بدش پلیس جریمش کرده!

تو بچه کجائی؟
پدرم کرمونشاهیه خودم تهرون بدونیا اومدم. حالا خودتون حساب کنید کجایی هستم

شنبه یکشنبه ها معمولا چکار میکنی؟
بعد از یکهفته کار ، خانواده و پسرم بیشتر وقتمو میگیرن. اگه وقت کنم سری هم به معشوقه هام میزنم . شوخی کردم عزیزم ، اینو به زنم گفتم نه به شما!

غذای مورد علاقه تو چیه؟
خورشت قیمه بادمجون. برام درست کنید خونتون رو تمیز میکنم بعدش!

کلمه سوئدی هفته
Bibliotek کتابخونه

نوشته sasan درساعت 10:58 PM

Comment


    Friday, March 26, 2004



جمعه 26 مارس

هفته اول عید رو چطور گذروندی؟
راستشو بخواین نگذروندم ، خودش گذشت! البته مثل خیلیها که خارج از کشورن همه هفته سر کار بودم . هوای استکهلم هم که هنوز بوی بهار نمیده ، پس اثری از عید بجز روز اول ندیدم

چند ساله سوئدی؟ چه جوری رفتی سوئد؟
شش ساله سوئد هستم و از طریق دانشجویی اومدم سوئد و با هزار بدبختی بالاخره اقامت گرفتم

فکر میکنی سال جدید چه جور سالی باشه؟
میمون!

سیزده بدر هم دارید اونجا؟
چهار شنبه سوری رو ایرانیهای اینجا مفصل جشن میگیرن اما سیزده بدر رو نه. اونم بخاطر هواست. نیست سرده ، نمیشه بارو بندیل رو جمع کرد رفت صحرا ، به قول خودم کون آدم یخ میکنه! اما چهارشنبه سوری دور آتیش مزه میده

کلمه سوئدی هفته
Lastkaj سکوی بار گیری قایقها و کشتیها

نوشته sasan درساعت 9:03 AM

Comment


    Thursday, March 18, 2004



نوروزتان پیروز

همه ساله نزدیکای نوروز که میشه ، همه آرزوهای بزرگ و کوچیک میکنن و رسیدن سال نو رو تبریک میگن. منم که از بقیه فلج تر نیستم که، پس اجازه میدید منم بگم؟
قبل از اینکه آرزوی سال جدید رو برای شما داشته باشم بگم که این آرزوهای گنده گنده و شعار گونه رو که همه جا میشه دید، مثل : آرزو میکنم غم و ناراحتی نباشه، جنگ نباشه ، گرسنگی نباشه و از اینجور آرزوهای دست نیافتی ، حداقل در یک سال ، رو کنار بذاریم. اگه همه مردم دنیا یکباره با تحویل شدن سال خوب بشن ، که برعکسش بیشتر صادقه ، باز هم ظرف چندین دهه هم نمیشه گندهایی که تا اینجا زدیم به دنیا ، تمیز کنیم . اجازه بدین قدم به قدم جلو بریم. شعار بی شعار، قبول؟
حالا آرزوی من برای همه شما و خودم: امیدوارم سال جدید بهتر از سال گذشته باشه.

جمله سوئدی سال
Saddams skägg var längre Khameneis könshår! ریش صدام از پشم خامنه ای بلندتر بود

نوشته sasan درساعت 10:55 PM

Comment


    Friday, March 12, 2004



جمعه شبا بی قرارم ، میگم ای ...

نوروز رو کجا و چطوری جشن میگیری؟
امسال نوروز رو همین استکهلم هستم. سعی میکنیم با خانواده کوچیک خودمون تا میتونیم رسم و رسوم زیبای نوروزی رو رعایت کنیم. سفره هفت سین، سبزه و ماهی قرمز حتما داریم و پسرمون رو عیدی بارون میکنیم

چهارشنبه سوری چی؟
استکهلم یکی از شهرهایی است که ایرانیاش برای چهارشنبه سوری مراسم مفصلی دارن. امسال هم در محله ای به اسم ریسنه جمع میشیم و آتیش بازی و دیگه مراسم رو با هم انجام میدیم. هر سال هزاران نفر ایرانی از سراسر سوئد به این مراسم میان و حتی خارجیهای زیادی هم برای دیدن و خوردن غذاهای ایرانی و تنقلات جمع میشن. فقط خدا کنه امسال سرد نباشه هوا، پارسال که کونمون یخ کرد

پسرت عید رو بیشتر دوست داره یا کریسمس رو؟
عید نوروز رو. اینجا به خاطر اینکه بچه ها تو مدرسه با کریسمس و مراسمش آشنا میشن و همه جا صحبت از کریسمس میشه و تلویزیونها و وسایل ارتباط جمعی سنگ تموم میذارن ، بچه ها خیلی زود جذب زرق و برق کریسمس میشن اما عید نوروز رو اگه خانواده ها خودشون فعال نباشن در جامعه که حس نمیشه بخاطر همین من فکر میکنم باید اینجا بیشتر از ایران به اینجور مراسم اهمیت بدیم

عیدی چی میدی به پسرت؟
والا پول. از همه چی راحت تره و خودش میدونه باهاش چی بخره. این دو ماه سه ماه پسرم کیف میکنه. اول که کریسمسه و کادو مادو فراون گیرش میاد. یک ماه بعدش تولدشه و بیا و ببین . بعدش هم که عیده و باباش براش سنگه تموم میذاره. سه اتفاق بزرگ در دو ماه باعث میشه که پسره کیف کنه تو این مدت. درسته که تک فرزنده و شما شاید فکر کنید که لوسش میکنیم اما اگه کارهاش و رفتارش رو ببینید میفهمید که نه تنها لوس نشده بلکه خیلی هم فهمیده و با شخصیت بار اومده. کارشناسا میگن ارثیه!!!

کلمه سوئدی هفته
Vårdagsjämning روزی که طول شب و روز یکی میشه یعنی روز اول فروردین خودمون


نوشته sasan درساعت 9:04 AM

Comment


    Friday, March 05, 2004



چهار سوال

رابطه تو با محرم چطوره؟
من به این چیزا اهمیت نمیدم اما واقعا مردم ایران با شرکت در این جور سینه زنی ها نشون میدن چقدر مذهبی هستن

ناراحتی از این مسئله؟
راستش رو بخواهید ناامیدی کلمه بهتری از ناراحتی است. مردم با شرکت در تظاهرات 22 بهمن، انتخابات فرمایشی و حالا هم سینه زنی زیر علم آخوندا نشون دادن ماها بیخودی داریم کون خودمون رو پاره میکنیم. نگید اکثریت نیستن ، میدونم اما یکپارچه که هستن بر خلاف مخالفان ريیم که عین شورت باجی ، هزار تیکه هستند

بیخیال از پسرت بگو. براش کادو تولد چی خریدی؟
این پسر من گله بخدا. تموم دلخوشی منه. بهش پونصد کرون پول دادم که برای خودش هر چی میخواد بخره، میدونید چی خرید؟ بازی پرینس آف پرشیا رو خرید و بازی میکنه

کلاس چندمه؟
کلاس سوم مدرسه ابتدایی. داره جدول ضرب یاد میگیره! راستی تو ایران هم چدول ضرب تو کلاس سوم بود نه؟ خیلی بامزه است وقتی میگه سه پنشتا ، پونزتا!!

کلمه سوئدی هفته
Multiplikation ضرب ریاضی


نوشته sasan درساعت 9:13 AM

Comment


    Friday, February 27, 2004



با تشکر از تمامی دوستان عزیزم که تولد پسرم رو تبریک گفتن. اینم از چهار سوال اینهفته

استکهلم سرده؟
نه گرمه مثل جزایر قناری! خوب معلومه سرده، اسکاندیناویه دیگه. اما خوب براتون بگم که خیلی ها اسم سوئد رو که میشنون یاد خرس قطبی و اسکیموها می افتن. سوئد یک سرزمین بلند و لاغره که شمالش قطبه و جنوبش مثل بقیه اروپا، همردیف آلمان. وجود جریان آبگرم گلف استریم در سواحل طولانی سوئد باعث شده که هواش در جنوب معتدلتر از معمول باشه. استکهلم سرد هست اما نه سردتر از مثلا تبریز با تفاوت اینکه امکانات زیاد باعث میشه سرما کمتر احساس بشه. فقط زمستونش طولانی تره که اونم مال وضعیت جغرافیایی اونه

کشور سوئد چه درآمدی داره؟
سوئد کشوری بسیار صنعتی است. برعلاف جمعیت کمش که نه میلیون هست ، شرکتهای بزرگ بسیاری هستن که کشور سوئد رو متمایز میکنن مثلا از نروژ یا دانمارک. ولوو، اسکانیا، اریکسون، تتراپک ، آلفالاوال، آسترا و ایکیا تنها چند نام از شرکتهای بینالمللی و بزرگ سوئد هستند. در ضمن بخاطر جنگلهای بی پایان این کشور در دو سوم شمالی کشور، صنایع چوب و کاغذ سوئد بسیار قوی هستند

چقدر ایرانی در سوئد زندگی میکنن؟
آخرین آمار مرکز شمارش سوئد نشون میده که شصت هزار ایرانی تبار در سوئد هستند. البته رقم باید بیشتر از باشه!

وضعیت زنان در سوئد چطوره؟
در سوئد ، زنان قدرت زیادی دارند. در ظاهر کشور سوئد از تمام کشورهای دیگر جهان در برابری جنسی جلوتره. مثلا در کابینه دولت نیمی از وزرا زن هستند، در پارلمان درصد بالایی زن وجود داره و کلا زنان در اثر مبارزات طولانیشون به جقوق بسیار زیادی دست یافتن. اما اینکه وضعیت ایده ال باشه باید بگم نه، کار زیاد مونده. هنوز در شرکتهای خصوصی و دولتی زنان کمی شغلهای بالا دارند و تفاوت حقوق زنان و مردان هنوز هم وجود داره اما با توجه به قدرتمند بودن لابی زنان در کشور و بالا رفتن سطح فرهنگ مردان ف میشه امیدوار بود که وضعیت از این بهتر میشه و سوئد جایگاه خودش رو به عنوان یک کشور الگو بهبود میبخشه

کلمه سوئدی هفته
Vinter زمستان


نوشته sasan درساعت 10:10 AM

Comment


    Friday, February 20, 2004



چهار سوال

احمقترین آدم هفته؟
مسئول بارگیری قطار نیشابور. باید به این آدم که تصمیم گرفته بنزین، گوگرد و مواد شیمیایی رو با هم بار بزنه جایزه نوبل شیمی داد

بی معنی ترین کار هفته؟
انتخابات پارلمانی ایران. بدون شرح

واقعه بزرگ هفته ؟
تولد ده سالگی پسرم

فیلم هفته؟
مادر. فیلمی که یک زن مسن عاشق داماد خودش میشه. فیلمی گیرا و دیدنی.
دامادها، مواظب مادر زن خودتون باشید

کلمه سوئدی هفته
Valfusk تقلب در انتخابات

نوشته sasan درساعت 12:53 PM

Comment


    Friday, February 13, 2004



جمعه ، جمعه، چهار سوال

چرا دیگه به وبلاگهای دوستان سر نمیزنی؟
سر میزنم به خدا، بیشتر مطالب رو میخونم اما کمتر کامنت میذارم

شرایط کاری چی شد؟
بالاخره یک شرکت زدم. یک شرکت که مال خودمه و میدونم چه غلطی میخوام توش بکنم. اسم شرکت هست
KA Optoservice
خلاصه اگه بعدا شرکت معروف شد و با مایکروسافت رقابت کرد بدونید مال منه!

شماره تلفنت چیه؟
هه هه، شماره تلفن منو میخوای چه کار. با ایمیل تماس بگیرین در خدمتم

این سوالها رو از خودت در میاری میپرسی؟
نه بخدا، توی هفته از طریق ایمیل یا تو نظرخواهی این سوالها ازم میشه که منم بهشون سعی میکنم جواب بدم. سوالهای عجیب غریب هم میشه که سعی میکنم جواب ندم! اگه شما هم سوالی دارید که دوست دارید در مورد من بپرسید، از طریق نظرخواهی زیر یا ایمیل برای من بفرستید ، جمعه بعد جوابشو بگیرید

کلمه سوئدی هفته
Fiskredskap وسایل و تجهیزات ماهیگیری

نوشته sasan درساعت 10:31 AM

Comment


    Friday, February 06, 2004



دوباره جمعه شد و چهار سوال

مدارک دانشگاهی ایران رو قبول میکنن تو سوئد؟
شرکتها نه. اما اگه مدارک به انگلیسی ترجمه شده باشه و لیست درسها و واحدهای دانشگاهی رو همراه داشته باشی، میشه به اداره ارزشیابی مراجعه کرد . اونجا یک کاغذی بهت میدن که نوشته مدرک شما معادل چیه تو سوئد. با این کاغذ میشه در دانشگاهها ثبت نام کرد و دروس تکمیلی رو برای دریافت مدرک سوئدی خوند

چند تا کانال تلویزیونی داری؟
هه هه . من از طریق کابل و آبونمان از شرکت یو پی سی، به چهل کانال دسترسی دارم. از جمله کانال جام جم ایران! خیلی مزخرف برنامه هاش اما برای خنده بد نیست مخصوصا تو دهه زجر

راستشو بگو، راضی هستی از زندگی در سوئد یا نه؟
والا نمیدونم. بجز در تهران و استکهلم جای دیگه زندگی نکردم که مقایسه کنم. استکهلم نسبت به تهران مزایای زیادی داره اما خوب تهران نمیشه، باور کنید. آدمها همیشه از وضعیت موجود خودشون ناراضی هستن، و فکر میکنن مرغ همسایه غازه.

پس چرا موندی اونجا؟
شما خودت چرا موندی اونجا که هستی؟ خوب آدم یک زندگی رو شروع میکنه و میره توش، سخته عوض کردنش، سخته همه چیز رو که با جنگیدن بدست آوردی ول کنی بری جای دیگه از اول شروع کنی. اگه بتونم حتما از سوئد میرم. کجا؟ درجه اول تهران اگه نشد و وضعیت قاراشمیش ایران ادامه داشت میرم یک کشور انگلیسی زبان

کلمه سوئدی هفته
Korruption فساد، انحراف، فساد مالی

نوشته sasan درساعت 9:39 AM

Comment


    Friday, January 30, 2004



جمعه 30 ژانویه، چهار سوال

وضعیت کاری و شرکتی چی شد بالاخره؟
مدیران شرکت که در لندن نشستن ، بخاطر سودآور نبودن کافی دفتر استکهلم تصمیم گرقتن تمام فعالیت شرکت رو در اسکاندیناوی قطع کنن. کارمندای دفتر استکهلم و از جمله من هم بیکار میشیم تا دو ماه دیگه

خوب بالاخره میخوای چه کار کنی؟
کاری که نمیتونم بکنم، جز اینکه دنبال کار جدید باشم. چند کار رو زیر نظر دارم اما راستش رو بخوای از کار برای دیگران خسته شدم و تو فکرم که یک بیزینس برای خودم راه بندازم. البته فعلا در مرحله تفکرات !!! هستم

حقوق یک مهندس در سوئد جقدره؟
خیلی سوال کلی و سختیه. سندیکاهای مختلف یک لیستی از حداقل حقوق برای مهندسین دارن و البته که بستگی به سابقه و تخصص داره. اما یک مهندس آش خور تازه فارغ التحصیل نباید زیر بیست هزار کرون ، معادل دوهزار و هفتصد دلار، در ماه بگیره. برای ما اف داره!!

بیست هزار کرون در ماه حقوق خوبیه یا بد؟
متوسط حقوق در سوئد حدود هیجده هزار کرونه . بنا براین حقوق یک مهندس از حقوق متوسط جامعه بالاتره، اما فراموش نکنین که بیست هزار کرون در سوئد پول زیادی نیست، سی درصدش میره مالیات و چیزیش باقی نمی مونه. در یک خانواده هر دو نفر باید کار کنن تا چیزی تهش بمونه

کلمه سوئدی هفته
Privatekonomi اقتصاد خانواده، اقتصاد خرد؟


نوشته sasan درساعت 11:13 AM

Comment


    Friday, January 23, 2004



چهار سوال جمعه 23 ژانویه

سیگاری هستی؟
متاسفانه. مارلبورو لایت میکشم روزی پنج شش تا. میگن مارلبورو یک موادی داره که آدم نمیتونه سیگار دیگری رو بکشه. من فکر کنم راست میگن

قد و وزن تو چطوره؟ راضی هستی؟
بد نیست سلام میرسونه! قدم 183 سانت و وزنم 78 کیلو. یعنی نه اظافه وزن دارم نه کمبود وزن. کمی لاغر نشون میدم اما کی اهمیت میده ، همین که چاق نیستم خدا رو شکر

از چه رسانه همگانی بیشتر خوشت میاد؟
راستش عاشق رادیو هستم. خودم هم زیاد تو رادیوها کار کردم. بجز رادیو روزنامه هم زیاد میخونم اما از تلویزیون زیاد خوشم نمیاد، نمیدونم چرا. اما ترجیح میدم رادیو گوش کنم

کدوم رادیو رو زیاد گوش میدی؟
سر کار همیشه رادیو استکهلم روشنه و در پس زمینه شنیده میشه. رادیوی خوبیه با ترکیبی از موسیقی، اخبار و پیامهای ترافیکی شهر

کلمه سوئدی هفته:
Kylskada سرما زدگی

نوشته sasan درساعت 11:24 AM

Comment


    Friday, January 16, 2004



چهار سوال

چرا کمتر مینویسی؟
به نوشته قبلی نگاه کنید. از این به بعد فقط جمعه ها آپ دیت میکنم اونم با چهار سوال و چهار جواب

نظرت در باره انتخابات مجلس در ایران و رد صلاحیتها چیه؟
من اگه ایران بودم رای میدادم. این موضع یعنی استفاده از حق قانونی شهروندی رو همیشه داشتم و خواهم داشت حتی اگه انتخاباتی فرمایشی و بدون کاندیداهای مورد علاقه من برگزار بشه

تو سوئد هم رای میدی؟
در تمام انتخاباتی که حق رای دادن داشتم، شرکت کردم. اینجا هم خارجیان بخاطر اینکه میگن رای ما اهمیتی نداره شرکت نمیکنن و همین بی خاصیت بودن ما جهان سومیها باعث خرسواری دیگران شده

شنبه یکشنبه چه برنامه ای داری؟
مهمون از انگلیس دارم و قراره ببرمشون بگردونم. البته مهمونها کاری و بیزنسی هستن و نه خانوادگی. با معذرت از همسر و پسرم که تعطیلات هم مجبورم کار کنم

کلمه سوئدی روز
Nutid زمان حال، امروزی


نوشته sasan درساعت 1:29 PM

Comment


    Monday, January 12, 2004



فقط چهار سوال جمعه

از این به بعد بخاطر کمبود وقت ، شما ترجمه کنید گشادی یا تنبلی، فقط روزهای جمعه مینویسم و اونم همین چهار سوال معروف جمعه است. میتونید از ایمیل یا همین نطرخواهی فکسنی زیری استفاده کنید و بگید چه سوالاتی رو میخواهید که من جواب بدم! هر چه زودتر بپرسین بهتره چون میخوام ریش پروفسوریم رو بزنم !!
البته کلمه سوئدی هم خواهیم داشت که میشه کلمه سوئدی هفته! اینم مال امروز
Lat تنبل ، کون گشاد

نوشته sasan درساعت 1:01 PM

Comment


    Friday, January 09, 2004



چهار سوال جمعه

سال جدید میلادی رو چطور شروع کردی ؟
راستش رو بگم این سال خوب شروع نشده، نه در زندگی خصوصی و نه در کار. اگه بتونم امسال رو خوب به پایان برسونم شانس آوردم

بهترین واقعه سال گذشته؟
دریافت جایزه صلح نوبل توسط شیرین عبادی و شنا یاد گرفتن پسر هشت سالم

بدترین واقعه سال گذشته؟
زلزله بم و ورشکستگی شرکتی که توش کار میکردم!!

آرزو برای سال جدید؟
ترک سیگار، و کنار گذاشتن کون گشادی و اومدن سر کار با دوچرخه بجای ماشین

کلمه سوئدی روز
Luddig کرکی ، نرم ، پرز دار، نامشخص

نوشته sasan درساعت 9:11 AM

Comment


    Wednesday, January 07, 2004



برگشت به سر کار

بعد از تعطیلات تقریبا طولانی مدت کریسمس و سال نو، از امروز دوباره به سر کار برگشتم. در این مدت مهمون از ایران داشتم و بیشتر در جمع آوری کمک برای بم فعال بودم. از جمله در کنسرت ابی در استکهلم تونستیم بیست و چهار هزار کرون، معال دو نیم میلیون تومن، جمع کنیم که به حساب صلیب سرخ ریختیم. امیدوارم تلاش کوچک ما مفید باشه
از این به بعد بیشتر مینویسم
کلمه سوئدی روز
Representera نمایندگی و وکالت کردن

نوشته sasan درساعت 9:13 AM

Comment


    Saturday, December 27, 2003



تاسف من از زلزله شهر بم پایانی نداره. یک بلای طبیعی که میتونست اینقدر پی آمد جانی نداشته باشه
در کنار تاسف از کشته شدن اینهمه هموطن بی گناه و بی سرپناه ، خراب شدن ارگ بم شاید ارزشی نداشته باشه . اما من خودم یکبار این مجموعه بی نظیر رو از نزدیک دیده بودم . یک عکس از این ارگ قدیمی پیدا کردم که همینجا میبینید. واقعا که زیبا بود




نوشته sasan درساعت 4:35 PM

Comment


    Tuesday, December 23, 2003





کریسمسی شاد و سال نوی پر از موفقیت برای همه شما

نوشته sasan درساعت 9:25 AM

Comment


    Monday, December 22, 2003



کادوی کریسمس عوضی

امسال هم مثل هر سال، خریدن کادوی کریسمس برای زنم مدتها طول کشید. هر چی فکر میکنم ، آخرش یک چیزی میخرم که عوضی از کار در میاد. علیا مخدره چند وقته که حسابی ورزش میکنه تا لاغر بشه ، منم امسال براش ترازوی دیجیتال خریدم. خدا رحم کنه، میدونم که میگه :
میخوای وزنم رو به رخم بکشی؟
کلمه سوئدی روز
Soppa سوپ، ماجرای قروقاطی

نوشته sasan درساعت 9:11 AM

Comment